ذبيح الله صفا
705
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
[ دنباله فصل پنجم ( زبان و ادبيات فارسى در دو قرن هفتم و هشتم هجرى ] [ تتمهء بهرهء سوم ] 28 - سلطان ولد « 1 » بهاء الدين محمد بن جلال الدين محمد بن بهاء الدين محمد معروف به سلطان ولد و متخلص به « ولد » بسال 623 در لارنده ، هنگامى كه مولوى و پدرش سلطان العلما بهاء الدين محمد معروف به بهاء ولد پيش از استقرار در قونيه بسفرهاى خود ادامه مىدادند ، از گوهر خاتون دختر شرف الدين سمرقندى نخستين منكوجهء جلال الدين محمد مولوى بوجود آمد و بنام جدّ خود ناميده شد ، اگرچه هنوز جدّش بهاء ولد تا پنج سال بعد ازين واقعه
--> ( 1 ) - دربارهء سلطان ولد رجوع كنيد بمآخذ ذيل : * مجمل فصيحى ذيل حوادث سال 712 * حبيب السير چاپ تهران ج 3 ص 115 * نفحات الانس چاپ تهران ص 469 * رياض العارفين چاپ دوم ص 135 و مجمع الفصحا ج 1 ص 244 * تاريخ مفصل ايران ( عهد مغول ) مرحوم عباس اقبال ص 536 * از سعدى تا جامى ( ج 3 از تاريخ ادبيات برون ) ص 201 * مناقب العارفين شمس الدين افلاكى موارد متعدد و نيز موردى كه در ذكر خلفاى مولوى ذكر احوال او مىآيد . * مقدمهء ولدنامهء سلطان ولد بتصحيح آقاى جلال الدين همائى تهران 1316 * شرح احوال مولانا جلال الدين بقلم مرحوم مغفور بديع الزمان فروزانفر چاپ اول ص 184 ببعد . * مقدمهء آقاى نافذ اوزلوق بر ديوان سلطان ولد چاپ تركيه ، 1941 ميلادى و غيره .